۱۳۸۹ بهمن ۱۵, جمعه

مواردی که شیطان به صورت انسان در آمده

تمثل شیطان به صورت انسان

از ثعلبه بن زید انصارى نقل شده که گفت : از جابر عبدالله انصارى شنیدم ، مى گفت : ابلیس چهار بار به صورت چهار نفر مجسم شد.
اول به صورت سراقه بن جعشم :
در جنگ بدر به صورت سراقه در آمد و به کفار قریش گفت : امروز هیچ کس ‍ بر شما غالب نخواهند شد؛ زیرا شما با داشتن این همه نفرات و ساز و برگ جنگى ارتشى شکست ناپذیر هستید. وانگهى من نیز در کنار شما هستم و به وقتش چون یک همسایه وفادار و دل سوز از هیچ گونه حمایتى دریغ ندارم .
دوم به صورت منبه بن حجاج :
در روز عقبه به قیافه او در آمد و فریاد کرد: اى یاران ! محمد و کسانى که از دین برگشتند کنار عقبه اند. آنها را دریابید. حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم به انصار فرمود: نترسید! چون صداى او به کسى نمى رسد.
سوم به صورت پیرمردى از اهل نجد:
روزى که کفار مکه در ((دار الندوه )) براى مشورت در مورد قتل پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم اجتماع کردند، شیطان به صورت پیرمرد نجدى وارد مجلس شد و دستورهاى لازم را در این باره داد. خداوند او را آگاه کرد و فرمود: به یاد بیاور زمانى را که مشرکان مکه نقشه مى کشیدند تو را یا به زندان اندازند یا به قتل رسانند و یا تبعید کنند، و چاره اندیشى مى کردند، ولى خدا نقشه آنان را نقش بر آب کرد.
چهارم به صورت مغیره بن شعبه :
روزى که حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم رحلت فرمود، آن لعین به صورت مغیره در آمد و در میان مهاجر و انصار فریاد زد: اى مردم ! خلافت را مانند پادشاهان ایران و قیصران روم قرار دهید. هر کس بعد از خود آن را به فرزندان یا خویشانش وصیت کند و آن را در اختیار بنى هاشم قرار ندهد تا آنها هم در اختیار فرزندان خود قرار دهند.
آن ملعون براى این که با پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم مخالفت نماید و ایشان را از بین ببرد، در این چهار جا به صورت انسان در آمد.

حکایت سه شپش!

حکایت سه شپش!!!!(طنز)

یکی بود، یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود.


سه تا شپش بودند در ولایت جابلقا که با فلاکت و بدبختی زندگی می‌کردند. یک روز یک جلسه‌ی مشورتی گذاشتند که با هم مشورت کنند، ببینند چطور می‌توانند از این وضعیت خلاص شوند.


شپش اول گفت: «همه‌ی بدبختی ما از این است که حوزه‌ی فعالیتمان مشخص نیست. باید از هم جدا شویم، هر کداممان برویم سر وقت یک گروه خاصی.» دو شپش دیگر هم گفتند: «درستش همین است.» بعد تصمیم گرفتند هر کدام حوزه‌ی کارشان را مشخص کنند.


شپش اول گفت: «من می‌روم سر وقت ملک التجار چون نسل اندر نسل خاندان ما با بزرگان نشست و برخاست داشته‌اند.»


شپش دوم گفت: «من هم می‌روم به خانه‌ی مش حسن بیل زن. اصولا خون آدم ثروتمند به مزاج من سازگار نیست.»


شپش سوم گفت: «من هم می‌روم به ولایت غربت پیش فک و فامیل‌های خودم.»


باری سه شپش جوانمردانه بر سر و روی هم بوسه زدند و خداحافظی کردند و از هم جدا شدند.


شپش اول مستقیما رفت به خانه‌ی ملک‌التجار. شب بود و ملک التجار در پشه بند خوابیده بود. شپش بینوا تا صبح منتظر نشست تا ملک‌التجار از خواب بیدار شد و از پشه بند آمد بیرون. وقتی چشم ملک‌التجار به شپش افتاد، گفت : «اگر با من کاری داری، حالا فرصت نیست. ظهر بیا دم حجره.» شپش بیچاره تا ظهر گرسنگی کشید و بعد رفت به حجره.


ملک‌التجار به شپش گفت: «چه می‌خواهی پدر جان؟»
شپش که نسل اندر نسل با بزرگان نشست و برخاست کرده بود، گفت: «تصدقت گردم بنده به یک مریضی صعب‌العلاجی دچار شده‌ام. حکیم گفته دوای درد من دو قورت و نیم از خون حضرت عالی است. لذا جهت خون خوری استعلاجی خدمت رسیدم.»
ملک‌التجار سری از روی تاثر و تاسف تکان داد و گفت: «آخیش، حیوونکی! پس تو هم با من همدردی؟ اتفاقا من هم کم خونی دارم و به همین خاطر مجبورم با این حال مریض بنشینم دم در حجره و با هزار بدبختی خون مردم را توی شیشه کنم. لذا متاسفم. خدا روزی‌ات را جای دیگری حواله کند.»


شپش زبان بسته با دل پر غصه از حجره آمد بیرون و از ناراحتی رفت سر چهار سوق، خودش را انداخت توی جوی آب.


شپش دوم رفت سر وقت میرزا مش حسن بیل زن. مش حسن نگاهی از سر اوقات تلخی به او کرد. شپش با شرمندگی گفت: «مشدی، رویم سیاه، آمده‌ام برای صرف نهار!» مش حسن دستش را دراز کرد طرف شپش و گفت: «بفرما.» شپش رفت روی دست مش حسن و رگ را پیدا کرد و بنا کرد به مکیدن. قدری تقلا کرد و وقتی دید از خون خبری نیست با عصبانیت از دست مش حسن پرید پایین و گفت: «مرد حسابی! تو که خون نداری چرا بی خود بفرما می‌زنی؟»
بعد هم از زور غصه رفت مرکز بازپروری و در حال حاضر مشغول ترک است.


شپش سوم رفت به ولایت غربت پیش فک و فامیل‌هایش. اهل فامیل از او استقبال کردند و گفتند: «جایی آمده‌ای که وفور رزق و روزی است. در وسط شهر، یک پایگاه انتقال خون است. صبح به صبح با هم می‌رویم آنجا، خون کسانی را که آمده‌اند برای اهدای خون، با خیال راحت نوش جان می‌کنیم.»


شپش سوم که عاقبت به خیر شده بود هر روز با فک و فامیل‌هایش می‌رفت به پایگاه انتقال خون.


آخرین خبر
با کمال تاسف و تحسر درگذشت زنده یاد روان‌شاد، مرحوم شپش سوم را به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان می‌رساند. آخرین بیت شعری از آن زنده یاد که در واپسین لحظات سروده (معلوم می‌شود که آن خدابیامرز طبع شعری هم داشته ـ توضیح نگارنده) جهت درج و ثبت در تاریخ چاپ می‌شود:


بیهده گشتیم در جهان و به نوبت
«ایدز» گرفتیم در ولایت غربت!


ما از این داستان نتیجه می‌گیریم که آدم اگر عاقل باشد، نمی‌نشیند درباره شپش‌ها افسانه بنویسد.


قصه ما به سر رسید؛ غلاغه به خونه‌ش نرسید .

۱۳۸۹ مرداد ۳۰, شنبه

نیروی هوایی آمریکا با موفقیت یک هدف ثابت را با لیزر نابودکرد

کمپانی بویینگ در پایگاه اینترنتی خود اعلام کرد که این کمپانی و نیروی هوایی آمریکا با موفقیت یک توپ لیزری شیمیایی را از عرشه هواپیمای "سی -130 اچ" آزمایش کردند که در جریان آن یک خودرو ثابت بر روی زمین نابود شد.

در این گزارش گفته می شود که در جریان آزمایش که روز 30 اوت سال جاری انجام شد، هواپیما مجهز به دستگاه لیزری از پایگاه "کریت لند" (ایالت نیومکزیکو) به هوا برخاست و در میدان تیر موشکی " White Sands Missile Range" یک هدف ثابت بر روی زمین را منهدم ساخت.

دقت شلیک بر اساس این گزارش، توسط سیستم هدف گیری اشعه ای تامین شد که هدف را رویت کرده و سپس اشعه لیزر را برای نابود به روی آن هدایت می کند.





در این گزارش به نقل از "گرگ هیسلوپ" (Greg Hyslop) معاون رییس و مهندس ارشد سیستم های ضد موشکی بویینگ گفته می شود: این مرحله نشان می دهد که سیستم هدایت سلاح جدید می تواند با در اختیار قرار دادن یک سلاح فوق دقیق که با سرعت نور عمل می کند، جان نظامیان را در صحنه جنگ نجات دهد که همین مسئله تخریب های توام را نیز به طور محسوسی کاهش خواهد داد.

آزمایش لیزری که توسط کمپانی بویینگ انجام شده عملا کمتر از 3 ماه بعد از تست مشابه مورخ 13 ژوئن صورت گرفت که در جریان آن از هوا با موفقیت هدفی بر روی زمین نابود گردید. در این گزارش همچنین اطلاع داده شده است که کمپانی بویینگ قصد دارد که آزمایشات تکمیلی انجام دهد که در جریان آن ارزش و عملی بودن استفاده از این سلاح به نمایش گذاشته خواهد شد.

اولین آزمایش زمینی توپ لیزری توسط همین کمپانی در ماه مه سال گذشته انجام شد. سال گذشته در پایگاه هوایی کریت لند در حدود 50 آزمایش لیزری در شرایط آزمایشگاهی انجام شد.


توپ لیزری که بویینگ برای پنتاگون طراحی می کند باید اهداف را با حداقل خرابی توام منهدم نماید بعبارت دیگر فقط آنچه که اشعه لیزر به آن برخورد می نماید باید نابود گردد. سلاح جدید قرار است که از جمله در عملیات نظامی در شرایط شهری نیز مورد استفاده قرار گیرد.

۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

فارسی کردن اعداد در Microsoft Word 2007

برای این كار ابتدا روی دكمه آفیس كلیك كنید ، (در پایین پنجره باز شده) Word Options را انتخاب كنید ، در پنجره باز شده قسمت Advanced را انتخاب كنید ، در سمت چپ در قسمت Show document content به دنبال Numeral بگردید. سپس مقدار آن را برابر Context قرار دهید. با OK كردن پنجره تنظیمات خود را ذخیره كنید. با این كار در متون فارسی اعداد به صورت فارسی و در متون انگلیسی اعداد به صورت لاتین خواهند بود.

اگر کمکی شد پس تو هم یه نظر بده

فارسی کردن اعداد در 2003 Microsoft Word

1- در برنامه word، برروی منوی Tools كلیك نمایید .
2- گزینه options را انتخاب کنید.
3- در منوی باز شده برروی گزینه complex scripts كلیك نمایید .
4- در قسمت پایین منوی باز شده، برای Numeral، گزینه Context را انتخاب نموده و تاييد نماييد.


حالا مي تونيد از اعداد فارسی لذت ببرید.


۱۳۸۹ فروردین ۶, جمعه

۱۳۸۸ تیر ۱۹, جمعه

700 سکه ، بهاي اشتباه تلفني

مردي که با اشتباه گرفتن يک شماره تلفن با دختري آشنا شده و با او ازدواج کرده بود در پي شکايت همسرش به دادگاه خانواده رفت.

مردي که با اشتباه گرفتن يک شماره تلفن با دختري آشنا شده و با او ازدواج کرده بود در پي شکايت همسرش به دادگاه خانواده رفت.اين مرد که به خاطر مطالبه مهريه توسط همسرش به دادگاه خانواده شماره دو احضار شده بود با طرح دادخواست تقسيط مهريه گفت؛ پنج سال پيش هنگامي که مي خواستم شماره منزل مادرم را بگيرم اشتباهي شماره تلفن خانه پريا را گرفتم و پس از چند دقيقه کوتاه که با هم حرف زديم، احساس کردم به وي علاقه مند شده ام و اين تماس ها آنقدر ادامه يافت تا براي خواستگاري به منزل شان رفتم و با قبول مهريه 700سکه يي زندگي مشترک مان را آغاز کرديم ولي اکنون پس از گذشت پنج سال پريا مهريه اش را به اجرا گذاشته که توان پرداخت آن را ندارم.قاضي شعبه پس از ثبت اظهارات مرد جوان از همسرش خواست توضيحات خود را ارائه دهد. زن جوان گفت؛ شوهرم تاجر است و ملکي به ارزش 400 ميليون تومان در خيابان دولت و سرمايه هاي ديگري دارد و مي تواند مهريه ام را يکجا پرداخت کند.قاضي دادگاه پس از اينکه مرد جوان اموالش را اعلام کرد رسيدگي به پرونده آنان را براي اخذ تصميم به جلسه ديگري موکول کرد.
اگه بازم از این جور طلاقها خواستی بیا به هموطن سلام